www.ravei.ir

برای تبلیغات تماس بگیرید : 09194754798

معنای عشق ...


 جملگی در حکم سه پروانه ایم
در جهان عاشقان، افسانه ایم

اولی خود را به شمع نزدیک کرد
گفت: آری من یافتم معنای عشق

دومی نزدیک شعله بال زد
گفت: حال، من سوختم در سوز عشق

سومی خود داخل آتش فکند
آری آری این بود معنای عشق

عطار

شیخ پران


( هوالمعشوق)
نامش نزد خلق  شیخ شمس الدین ملك داد تبریزی بود
و او را ( شیخ پران ) یا  ( شیخ پرنده) میخواندند .
از این كه پیوسته از شهری به شهری میرفت و چون خضر گم شدگان بیابان حیرت را در دست میگرفت و نزدیك آبادی میرساند و خود ناپدید  می گشت .
او را با عوام كاری نبود
بلكه به حق انگشت بر مرشدان كامل مینهاد و. به ارشاد ایشان همت میگماشت ....

آنها كه بگفتند كه ما كامل و فردیم
سرگشته و سودایی و رسوای جهان كرد
( حضرت عشق ) مولانا

می خواهم که نخواهم


‏حق تعالی با بایزید گفت
که یا بایزید چه خواهی ؟
گفت خواهم که نخواهم !
زیرا همه‌ی رنج‌ها از آن می‌خیزد
که چیزی خواهی و آن میسّر نشود
چون نخواهی رنج نماند

#عطار_نیشابوری

عطار نیشابوری


چون شمع ز بس سوز خور و خوابم شد
 و آرام و قرار دلِ پرتابم شد

از بس که ز دیده ریختم آب چو ابر
 از دیده ز پیش مردمان آبم شد

#شیخ_عطار

عطار نیشابوری


عطار نیشابوری تنها در 10 کلمه روش برخورد صحیح با مردم رو گفته: دورِ دور مَرو که مهجور گردی و نزدیکِ نزدیک مَیا که رنجور گردی !

+ همیشه تو کار‌تون اعتدال رو رعایت کنید !

مولانا


شفاعت ، تجلیل خداوند است از برگزیدگان خود


 مولانا می‌گوید :عفو همۀ بندگان به رحمت سابقۀ ازلی صورت بندد، و هم از سر لطف اوست که به برگزیدگان خود مقام شفاعت بخشیده است. و این به جهت تکریم مقام آنان است ، و الّا مگر ممکن است رحمت بنده که رحمتی حادث و عاریتی است از رحمت حق که رحمتی ازلی و ذاتی است قوی‌تر و واسع تر باشد؟! پس شفاعت بدین معنی است که خدا رحمت مقدّر خود را از طریق بندگان مُخلَص خود صورت می‌دهد تا آنان را گرامی و مجلّل دارد. این بدان ماند که مجرمی را نزد حاکمی مهربان و عادل ببرند و او طوری وانمود کند که گویی قصد کیفرش دارد ، و سپس بی آنکه مجرم متوجه شود به معاونش اشارت کند که به پادرمیانی و خواهشگری درآی. و آنگاه معاون او بدو گوید : بزرگا ! سرورا ! خواهش می‌کنم این مجرم را عفو فرمای ! و آن حاکم نیز می‌گوید باشد به خاطر تو او را بخشیدم. حال آنکه از ابتدا نیز خود می خواسته است او را ببخشد. منتهی با این تدبیر ، معاون خود را در چشم دیگران ، عزیز و مکین داشته است.

شفاعت انبیا و اولیاء نیز فقط بدین معنی است ، و الّا لازم می‌آید که رحمت بندۀ مخلوق از رحمت خداوند، سبقت و وسعت گیرد و این با آیین توحید در نمی‌سازد.
مولانا این مطلب دقیق را در حکایت تمثیلی ایاز و سلطان محمود، نیک پرورده است.



عَفْو کُن ای عَفْو در صندوقِ تو
سابِقِ لُطْفی همه مَسْبوقِ تو


من کِه باشم که بگویم عَفْو کُن‌؟
ای تو سُلْطان و خُلاصه یْ اَمرِ کُن


من کِه باشم که بُوَم من با مَنَت‌؟
ای گرفته جُمله من‌ها دامَنَت


من کِی آرَم رَحْمْ خِلْم آلود را
رَهْ نِمایَم حِلْمِ عِلْم‌اَنْدود را‌؟


صد هزاران صَفْع را اَرْزانی اَم
گَر زَبونِ صَفْع‌ها گردانی اَم


من چه گویم پیشَت‌؟ اِعْلامَت کُنم‌؟
یا که وا یادَت دَهَم شَرطِ کَرَم‌؟


آنچه مَعْلومِ تو نَبْوَد چیست آن‌؟
وآنچه یادت نیست کو اَنْدَر جهان‌؟


ای تو پاک از جَهْل و عِلْمَتْ پاک از آن
که فراموشی کُند بر وِیْ نَهان


هیچ کَس را تو کسی اِنْگاشتی
هَمچو خورشیدش به نورْ اَفْراشتی


چون کَسَم کردی اگر لابِه کُنم
مُستَمع شو لابِه‌ام را از کَرَم


زان که از نَقْشَم چو بیرون بُرده‌یی
آن شَفاعَت هم تو خود را کرده‌یی


چون زِ رَختِ من تَهی گشت این وَطَن
تَرّ و خُشکِ خانه نَبْوَد آنِ من

#حضرت_مولانا

مولانا


مخسب ای یار مهمان دار امشب
که تو روحی و ما بیمار امشب

برون کن خواب را از چشم اسرار
که تا پیدا شود اسرار امشب

اگر تو مشترییی گرد مه گرد
بگرد  گنبد  دوار  امشب

#حضرت_مولانا

مولانا

ما زنده به نور کبریاییم
بیگانه و سخت آشناییم

مَه توبه کند، ز خویش بینی
گر ما رخ خود به مه نماییم

درسوزد پر و بال خورشید
چون ما پر و بال برگشاییم

این هیکل آدم است روپوش
ما قبله جمله سجده‌هاییم

با خلق بگو برای روپوش
کو شاه کریم و ما گداییم

ما را چه ز شاهی و گدایی
شادیم که شاه را سزاییم

#حضرت_مولانا

مولانا


تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود

آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود

#حضرت_مولانا

[ کل صفحات : 12 ] 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات