www.ravei.ir

برای تبلیغات تماس بگیرید : 09194754798

بجای خودت زندگی کن


آموخته‌ام که زندگی کنم به‌جای خودم، نه به‌جای دیگران!
به من ارتباطی ندارد که دیگران چطور زندگی می‌کنند، چه می‌پوشند، از کدام کیسه برمی‌دارند و در کدام کیسه می‌ریزند، به من ارتباطی ندارد که دیگران با چه زبانی و چگونه و کجا با خدای خودشان ارتباط می‌گیرند و چه زمانی برای اشتباهات محرز یا مستترشان طلب بخشش می‌کنند و باز هم به من ارتباطی ندارد که خدا می‌بخشدشان یا نه. من فقط مجازم به‌جای خودم زندگی کنم و به‌قدر خودم از جهان سهم داشته باشم و کاری به سهم و ناحیه‌ی امن آدم‌های دیگر نداشته‌باشم.
بی انصافی است؛ اول در حق خودمان و بعد در حق دیگران، که تمام حواسمان را بدهیم به این‌که آن‌ها چه کرده‌اند و چقدر سهم برداشته‌اند و دارند با سهمشان از زندگی چه می‌کنند و تا کجا می‌خواهند شبیه باورها و سلیقه‌ی ما نباشند؟
عمق پشیمانیِ این‌گونه زیستن، زمانی‌ست که سن و سالت از پنجاه و شصت گذشت و هیچ‌چیز از زندگی نفهمیدی، که ازبس‌ سرت به نوع زیست و رفتار و گفتار آدم‌های دیگر بود که سهم خودت از زیستن را هم باختی، و این نهایتِ تباهیِ یک انسان است

عشق همچنان عشق است


مگذار كه عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود، مگذار كه حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گل های باغچه بدل شود، عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست، پیوسته نو كردنِ خواستنی ست كه خود پیوسته، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن، تازگی، ذاتِ عشق است و طراوت، بافتِ عشق، چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند.

اعکاس اعمال


زندگی یک پژواک است...
هرآنچه می فرستیم باز می گردد...
هرآنچه می کاریم درو می کنیم...
هرآنچه که می دهیم باز می گیریم..
و هر آنچه که در دیگران می بینیم در ما وجود دارد...!
زندگی یک پژواک است، همیشه به سمت ما باز می گردد پس همیشه خوبی کنیم!
وقتی احساس ناامیدی، ترس و ناکامی دارید وقتی شاد و آرام نیستید وقتی دچار کمبود مالی یا عاطفی و عشقی هستید یا در روابط خود تنش دارید، یقین داشته باشید از درون باید شروع به کار کنید و به صلح درونی برسید تا دنیای بیرون اصلاح شود و هماهنگی برایتان جاری شود...

زندگی


 با زندگی کنار می آیم

خیلی وقت ها ما با زندگی کنار می آییم، تنها به این خاطر که زندگی کنارمان نگذارد.

آدمی همان گلی است که هم می تواند در میانه کویر بروید و هم در دو سوی یخبندان این زمین چرخان.

گاهی تطابق و توافق با شرایط از سر ناچاری نیست از سر چاره جویی است. گاهی پذیرش و سازگاری از روی نادانی و ناتوانی نیست که از سر دانایی و توانایی ست.

آنکه از ترس هایش، شجاعت می بافد و از تهدیدهایش فرصت می دوزد و از تنگناها گشایش می سازد، هم هنرمند است هم خردمند.

خردورزی و هنرمندی را به هم در آمیز تا زندگی ببیند که از هر طرف می رود تو هم می آیی.
اگر زندگی از پا نمی نشیند تو هم از پا منشین.

عرفان نظرآهاری

روانشناسی


این لحظه را زندگی کن...

زمانی برای زندگی کردن هست و زمانی برای مردن. آن ها را باهم قاطی نکن، وگرنه هردو را ازدست خواهی داد. هم اکنون، با تمامیت و شدت زندگی کن و وقتی که مردی،
آنوقت به تمامی بمیر. بخش بخش نمیر: یک چشمت بمیرد و با چشم دیگر به اطراف نگاه کنی؛ یک دست بمیرد و با دست دیگر دنبال یافتن حقیقت باشی! وقتی می میری، با تمامیت بمیر. و تعمق کن که مرگ چیست. ولی هم اکنون، وقتت را برای چیزهایی که در دوردست هستند تلف نکن: این لحظه را زندگی کن


دکتر انوشه

زندگی


گاهی وقتا فراموش کن کجایی،
به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی،
گاهی وقتا فقط زندگی کن
یاد قولهایی که به خودت دادی نباش،
یه وقتایی شرمنده خودت نباش،
تقصیر تو نیست
تو تلاشتو کردی اما نشد
یه وقتایی جواب خودتو نده
هر چی پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما نشد
یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر...از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن
از طلوع خورشید
از صدای آواز قمری ها
از باد
باران
از همه لذت ببر

سیمین دانشور


سکوت همیشه به معنای رضایت نیست!!
گاهی یعنی خسته ام
از اینکه مدام به کسانی که
هیچ اهمیتی برای فهمیدن
نمی دهند توضیح دهم!
سیمین دانشور

حرف حساب


حالا هی از این سو غلت بخور به آنسو!
حالا هی فکر و خیال کـن!
بـا غصه خوردن و دلشوره گرفتن هیچ چیز درست نمیشود رفیق!
باور کن فلسفه ی دنیا، قصه ی همان درویشی ست که وقتی از او خواستند زندگی را معنا کند، خورجینش را زیـر سر گذاشت و خوابید و دیگر بیدار نشد!
نمان در گذشته
خاطرات را رها کن
جلو جلو هم ندو که از نفس می اُفتی...
حال را دریاب تـا حالت خوب باشد!
چایت را دم کن...صدای موسیقی را کمی بلند...بـایست مقابل پنجره...عمیق نفس بکش و فکر کن به هیچ چیز!
به هیچ چیز فکر کن
انقدر سخت نگیر رفیق
انقدر سخت نگیـر!

حکایت




منتظر هرچه باشیم، همان برایمان پیش می‌‌آید

دوستی داشتم که چای را آن قدر کم رنگ می‌‌نوشید که به سختی می‌‌توانستیم بفهمیم که آب جوش نیست! چربی‌ و نمک هم اصلا نمی‌‌خورد! ورزش می‌‌کرد و وقتی از ا‌و علت این کار‌هایش را می‌‌پرسیدیم، می‌‌گفت که این‌ها برای سلامتی‌ بد است و سکته می‌‌آورد. ا‌و در چهل و پنج سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت! 
چندی پیش یک زندانی در امریکا از زندان گریخت. به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.
در واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد.او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است. روی تکه کاغذی می نویسد که این مجازات رفتار های بد من است, که باید منجمد شوم. وقتی قطار به ایستگاه می رسد، مامورین با جسد او روبرو می شوند. در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است.
منتظر هرچه باشیم،همان برایمان پیش می‌‌آید. 
منتظر شادی باشیم، شادی پیش می‌‌آید.
منتظر غم باشیم، غم پیش می‌‌آید.
هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم چون رخ می‌‌دهد.
پول را برای عروسی، برای خرید خانه،اتومبیل، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم.
وقتی می‌‌گوئیم این پول برای خرید اتومبیل است، دیگر به تصادف فکر نکنیم.




[ کل صفحات : 4 ] 1 2 3 4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic